تبلیغات
دنیای یک کارگر - هیس ! دخترها فریاد نمی زنند .


من اگر پیامبر بودم رسالتم شادمانی بود، بشارتم آزادی و معجزه ام خنداندن کودکان ... نه از جهنمی می ترساندم و نه به بهشتی وعده می دادم . تنها می آموختم اندیشیدن را و انسان بودن را !

بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه 10 دی 1392
خانم پوران درخشنده این نکته را فراموش کردند یا نخواستند به آن بپردازند که اکثر رابطه ها با خشونت و تندی و تهدید همراه نیست .
پسر جوان یا مردی که با دختر بچه رابطه برقرار می کند با آرامش و لطافت و تحریک کردن نقاط حساس دختر بچه و لذت بخش کردن این رابطه اون رو شیفته و عاشق این رابطه می کنند و بارها و روزها و سالها به این کارشون ادامه میدن با رضایت کامل دختر بچه ، بدون اینکه کسی متوجه ایتن موضوع بشه .
پس همیشه کسانی که با دختر بچه ها رابطه برقرار می کنن با خشونت وارد نمیشن که یه روزی مثل شخصیت متجاوز این فیلم لو برن .
با ترفندهای مردانه دختر بچه رو به خودشون وابسطه می کنن و به راحتی به هدف خوشون میرسن !!!

متاسفانه از این دست رابطه ها بسیار بسیار زیاد شده و خانواده ها به این خیال که دخترشون هنوز بچست و چیزی سرش نمیشه اون رو به حال خودش رها کردن و به زندگی ماشینی خودشون مشغولن . اعتماد به پسر بچه ی 12 ساله ی همسایه یا فامیل ( پسر دایی، پسر خاله ، خواهر یا برادر زاده و ... ) هم کار بسیار اشتباهیه که خیلی ها متاسفانه انجام میدن و دختر بچشون رو به این امید که میخواد با پسر همسایه یا فامیل بازی کنه تنها تو یه اتاق تنها میزارن یا میزارنش خونه ی پسر همسایه که اونم تنهاست بازی کنه . غافل از اینکه ...

در این فیلم اشكالات قضایی، حقوقی و حتی اشكالاتی رسانه ای هم دیده می شود كه بیننده اگر آشنایی با دستگاه قضایی نداشته باشد گمراه خواهد شد.

داستان فیلم "هیس دخترها فریاد نمی زنند" بر گرفته از آسیب اجتماعی كودك آزاری جنسی است. به نوعی كه كارگردان در فیلم نشان می دهد كه كودكان چه در خانواده پولدار و یا فقیر و چه از خانواده بافرهنگ و یا سطح پایین فرهنگی در معرض آسیب اجتماعی كودك آزاری جنسی قرار دارند. كه در نگاه واقعی می توان به پرونده هایی مانند "عقرب سیاه"، "بیجه" و پرونده كودك آزاری غیر جنسی ولی نامتعارف مانند پرونده "هانیه" اشاره كرد.

در طول فیلم شاهد هستیم كه فردی به نام "مراد" 32 ساله شاگرد مغازه لباس عروس فروشی است و صاحب مغازه كه زنی علاقمند به كسب و كارش هست بدون توجه به خواسته های دخترك 8 ساله اش (شیرین) او را همبازی "مراد" می كند تا جائیكه در یك سكانش به مراد می گوید: شیرین را خانه ببر تا من بیایم!

حضور مراد تنها با دخترك 8 ساله در خانه آغاز تولد افكار بیمارگونه مراد است تا به آزار و اذیت دخترك پرداخته و از وی سوء استفاده جنسی كند. این سكانس های فیلم بخشی از خاطرات بازگو نشده دخترك بعد از 20 سال در جریان بازپرسی است. شیرین كه در كودكی مورد سوء استفاده جنسی قرارگرفته در شب عروسی متوجه آزار و اذیت جنسی یك سرایدار با دختر بچه همسایه می شود و همین صحنه عروس را وادار می كند تا دست به جنایت زده و سرایدار را به قتل برساند.

حالا پرونده آزار و اذیت جنسی شرین در سن 8 سالگی با اعترافات وی مفتوح می شود. در این فیلم اجتماعی چهار پرونده حقوقی مفتوح است.

اول پرونده كودك آزاری شیرین در سن 8 سالگی

دوم پرونده كودك آزاری 27 دختر كوچك توسط مراد

سوم پرونده قتل سرایدار ساختمان در روز عروسی شیرین

چهارم پرونده كودك آزاری سرایدار با یكی از كودكان ساختمان كه هر 4 پرونده روی میز بازپرس قرار دارد.

اولین و دومین چالش حقوقی فیلم "هیس ..."

یكی از چهار پرونده مطرح شده در این فیلم آزار و اذیت جنسی شیرین توسط مراد است. قانون می گوید اینگونه پرونده ها باید در دادگاههای مربوطه مطرح شود و در ماده 43 قانون آیین دادرسی كیفری آمده است: تحقیق در جرایم منافی عفّت ممنوع است مگر درمواردی که جرم مشهود باشد و یا دارای شاکی خصوصی بوده‌که در مورد اخیر توسط  قاضی دادگاه انجام  می‌شود. نكته جالب با توجه به قوانین یاد شده فوق این است كه بازپرس پرونده شهاب حسینی به جمشید هاشم پور به عنوان ضابط قضایی دستور می دهد تا مراد را پیدا كند و همزمان از پدر و مادر شیرین هم بازجویی شود كه این خلاف قانون است.

سوم

در سكانسی از فیلم مراد دستگیر شده و بازپرس بدون اخذ دفاعیات متهم دستور جلب وی را صادر می كند!

چهارم

بعد از جلب مراد متهم در اختیار نیروی انتظامی قرار می گیرد. مامور نیروی انتظامی با ضرب و شتم متهم اقدام به اقرار می كند كه تمامی این مراحل بر خلاف قانون جدید مجازات اسلامی است. در قانون جدید آمده است: اقراری که تحت اكراه، اجبار، شکنجه و یا اذیت و آزار روحی یا جسمی أخذ شود، فاقد ارزش و اعتبار است و دادگاه مکلف است از متهم تحقیق مجدد نماید.

پنجم

در فیلم بیننده به هیچ عنوان از روند دادگاه رسیدگی به جرم "مراد" مطلع نمی شود. حتی در فیلم نامی از حكم اعدام هم برده نمی شود در حالی كه بیننده منتظر كیفرخواست مطرح شده از سوی دادستان و دفاعیات متهم است.

ششم

در لایحه جدید آیین دادرسی كیفری كه هنوز به تصویب نهایی مجلس نرسیده است باید دادگاهها برای متهمان پرونده شخصیت ایجاد كنند. در فیلمهای اجتماعی بیننده جدا از موضوع اجبار قانونی انتظار دلایل روانی رخداد جرم را دارد. ولی در فیلم هیس هیچ وقت مشخص نشد كه چرا و به چه دلایلی "مراد" دست به كودك آزاری زده است و این غیر از كمرنگ بودن نقش مشاور حقوقی چالش نبود مشاور اجتماعی را در طول فیلم نشان می دهد.

هفتم

داستان اصلی فیلم با قتل سرایدار آغاز شده است. قتلی كه به دلیل آن كودك آزاری جنسی بوده است ولی قاضی تحقیق در طول فیلم به هیچ عنوان به موضوع كودك آزاری اشاره نكرده و تنها به موضوع قتل رسیدگی می كند. نكته جالب این است كه اصلا قاضی دستور پیگیری كودك آزاری را هم صادر نمی كند در حالی كه شیرین در دادگاه دلیل این قتل را مشاهده عینی كودك آزاری عنوان كرده است.

هشتم

در قوانین كیفری و مجازات اسلامی آمده است كه عنصر قتل یا همان انگیزه قتل مهمترین نكته در تشخیص قاضی برای حكم نهایی است. اگر قاتل مقتول را مستحق قتل یا همان (مهدورالدم) بداند قصاص نمی شود. (ماده 295 قانون مجازات اسلامی: در صورتی كه كسی شخصی را به اعتقاد قصاص یا به اعتقاد مهدور الدم بودن بكشد و این امر بر دادگاه ثابت شود و بعداً معلوم گردد كه مجنی‌علیه مورد قصاص یا مهدورالدم نبوده است، قتل به منزله خطای شبه عمد است) كه در این فیلم شیرین با توجه به مدارك و شواهد موجود مستحق قصاص نیست.

نهم

در فیلم هیس دخترها فریاد نمی زنند دادگاه علنی برگزار می شود و شاید گفت كه تمامی دادگاهها بر اساس قانون اگر قاضی حرفی نداشته باشد علنی است ولی این نكته را باید توجه داشت كه در ماده 188 آیین دادرسی دادگاه ها آمده است: حضور افراد بلامانع است مگر آن که به تشخیص دادگاه، علنی بودن آن منافی عفت عمومی باشد. در حالی كه قطعا پرونده شیرین خلاف منافی عفت بوده و نباید علنی برگزار می شد.

دهم

در فیلم هیس اینگونه عنوان شده است كه اگر مقتول، اولیای دم نداشته باشد قطعا قصاص می شود در حالی كه قانون می گوید اگر مقتول ولی دم نداشته باشد یا به اولیای دم وی دسترسی نباشد، ولی امر مسلمین، ولی دم او محسوب شده و رئیس قوه قضائیه با استیذان از ولی امر اختیار قصاص یا تقاضای دیه از متهم را برعهده دارد. البته هم اكنون دادستانها این نقش را ایفا می كنند و فیلم به جای دستپاچگی و تولید اضطراب می توانست حضور پررنگ دستور عفو رهبری و یا دستور رئیس قوه را نشان دهد.

... و چند سوتی دیگر

در طول فیلم متهم از درب دادگاه كیفری در خیابان داور تهران وارد شد كه این درب سالهاست از طریق آن ترددی رخ نداده و در آن تردد متهمان عمومی به ندرت انجام می شود. همچنین خبرنگاران حوزه قضایی و حقوقی بسیار بی تجربه و بدون سوال خاصی نشان داده شده اند. دراین فیلم حتی خبرنگاران با متهمه وارد دادگاه و صحن اصلی هم می شوند كه ورود خبرنگاران به دادگاه آن هم از وسط خیابان ممنوع است.



طبقه بندی: اخبار هنری، 
ارسال توسط علی عبدزاده
نویسنده وبلاگ
نظر سنجی
مرورگر محبوب شما





صفحات جانبی
پیوند های روزانه
تقویم شمسی
آگهی استخدام
جستجو در گوگل



در این وبلاگ
در كل اینترنت

 

دانلود فیلم

سایت ساز رایگان

بهراد آنلاین

کلیپ موبایل

دانلود فیلم

نرم افزار موبایل

قائم پرس