تبلیغات
دنیای یک کارگر - سودجویی از جنازه هادی نوروزی


من اگر پیامبر بودم رسالتم شادمانی بود، بشارتم آزادی و معجزه ام خنداندن کودکان ... نه از جهنمی می ترساندم و نه به بهشتی وعده می دادم . تنها می آموختم اندیشیدن را و انسان بودن را !

بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه 17 مهر 1394

فقط سه ساعت از خبر مرگ بهت آور و شوکه کننده کاپیتان قرمزها گذشته بود که سودجویان شروع به کار کردند.

بی آنکه ثانیه ای به بعد اخلاقی کارشان فکر کنند چنین مسیجی را برای مشترکان خود فرستادند؛ مرگ کاپیتان یکی از تیم های محبوب. برای جزئیات بیشتر عضو شوید هر پیام 30 تومان.

یعنی مرگ یک پدر 30 ساله، همسر جوان و کاپیتان تیم فوتبال یک باشگاه پر طرفدار هم می َتواند یک گزینه برای سودجویی باشد.

متاسفانه دستگاه پیام رسان باشگاه پرسپولیس هم برای مخاطبانش چنین پیامکی را گسیل داشت. برای آنها تنها این پول است که ارزش دارد و هر کاری را می شود از دریچه بی اخلاقی پیش برد.

اما این پایان کار نبود. وقتی اصحاب رسانه متوجه حضور افراد سرشناس در خانه هادی نوروزی شدند بی آنکه از صاحب خانه اجازه بگیرند با دوربین خود به خصوصی ترین مکان زندگی او رفتند و از هرچه دوست داشتند فیلم و عکس گرفتند.

همسری که نمی توانست مرگ شوهر را هضم کند و طبیعتا شوکه بود حرف های جگر سوزی را به زبان می آورد اما آقای خبرنگار که احساس تکلیف می کرد همه این ضجه ها را فریم به فریم گرفت و فیلمبرداری کرد تا در کسری از ثانیه روی سایت بگذارد. حالا جنگ بین سایت ها است.

چرا آنها از گریه زن نوروزی فیلم دارند ما نداریم؟ چرا آنها از لحظه ورود پسرش که می خندید و نمی دانست دیگر یتیم شده و در خانه پی پدر می گشت آنها تصویر دارند و ما نداریم؟چرا کسی نتوانست دختر 8 ماهه او را پیدا کند تا با عکاسی از او آمار کلیک سایت مان را بالاتر ببریم؟

وای بر ما ، وای بر فرهنگ نداشته ای که این روزها در همه جا ، از شبکه های اجتماعی تا صف اتوبوس و مترو جولان می دهد. همان هایی که خودشان را وارث کوروش و فرهنگ چندهزار ساله می دانند اینک برای یک عکس سلفی، برای گرفتن پول پارکینگ، برای فیلم گرفتن از ناله های همسر نوروزی، دست و پای یکدیگر را می شکنند

میزبان متاثر و شوکه بود و حیا به خرج داد اما میهمان از این دیزی باز هیچ فروگذار نکرد. به مدت یک روز عکاسان و خبرنگاران هر چه دوست داشتنند کردند و دیگر صحنه ای و حرفی از همسر داغدار هادی نوروزی نبود که آنها به روی سایت خود نگذارند.

لابد اسمش خبر رسانی است. باید یک ملت از ضجه های همسر نوروزی مطلع باشند! باید عکس های  بعضا نا مناسب او(که شاید دوست نداشته باشد پخش شود) حتما در شبکه های اجتماعی دست به دست بچرخد. باید فیلم حیرانی او مقابل بیمارستان آتیه و آنجا که فریاد می زند "وای بر ما ،وای بر پرسپولیس که کاپیتانش را از دست داد" حتما فیلم گرفته می شد تا آمار کلیک سایت بالاتر برود. اگر اسم این رسالت خبررسانی است؛ لعنت به هر چه خبر.

داستان پنجشنبه تمام شد تا به قصه ملال آورصبح جمعه برسیم. آخرین حضور هادی در ورزشگاه آزادی. هیچکس تصور نمی کرد نزدیک به 25 هزار نفر به ورزشگاه بیایند. اما در خواب مسئولان و تصمیم گیران این سودجویان بودند که مقابل در پارکینگ استادیوم ایستادند و به مردم قبض های 5 و 8 هزار تومانی فروختند.

حالا فدراسیون فوتبال و مسئولان ورزشگاه آزادی صریحا می گویند آنکه بلیت فروخت از ما نبود بلکه یک عده سودجو بودند که خودشان شروع به اقدام این کار کردند. بر فرض درست بودن این ادعا باید سوال کرد؛ نیروی انتظامی و حراست ورزشگاه کجا بود؟ با این حرف نمی شود این اقدام شرم آور را توجیه کرد. آن سودجویان هم حساب شان مشخص است.

نانی را به خانه بردند که آغشته به خون هادی نوروزی بود. نوش جان تان اگر از گلوی تان پایین رفت.لابد رسالت شغالان هم این است.

آخرین سکانس بی اخلاقی هم  به همان روز، اما به وسط چمن ورزشگاه مربوط می شد. جایی که بازیکنان سرشناش و افراد معروف مثل کریمی و عابدزاده و باقی فوتبالیست ها مشغول گریه بودند اما یک عده افراد غیر مرتبط که خدا می داند چگونه توانسته بودند از جایگاه تماشاگران به وسط زمین بیایند با موبایل سراغ آنها می رفتند و طلب عکس سلفی می کردند؛ آقای کریمی بی زحمت لبخند بزنید! اقای بنگر بگو سیب...

اما آخرین تصویری که این روزها در شبکه های اجتماعی دست به دست می شود و حتی دیگر صبر خانواده نوروزی را لبریز کرد آخرین تصویر هادی در خانه ابدی است که باعث خشم همسر نوروزی شده است.

وای بر ما ، وای بر فرهنگ نداشته ای که این روزها در همه جا ، از شبکه های اجتماعی تا صف اتوبوس و مترو جولان می دهد. همان هایی که خودشان را وارث کوروش و فرهنگ چندهزار ساله می دانند اینک برای یک عکس سلفی، برای گرفتن پول پارکینگ، برای فیلم گرفتن از ناله های همسر نوروزی، دست و پای یکدیگر را می شکنند.

شما همه مردود شدید، همان هایی که هر چیزی را کپی می کنید تا به دست صاحبش برسد. این یکی را لازم نیست کپی بزنید؛ مخاطبش خود شمائید، شمایی که در پنجشنبه و جمعه اسیر شهوت کلیک،پول و شهرت شدید. بله خود شما.


طبقه بندی: اخبار اجتماعی،  اخبار ورزشی، 
ارسال توسط علی عبدزاده
نویسنده وبلاگ
نظر سنجی
مرورگر محبوب شما





صفحات جانبی
پیوند های روزانه
تقویم شمسی
آگهی استخدام
جستجو در گوگل



در این وبلاگ
در كل اینترنت

 

دانلود فیلم

سایت ساز رایگان

بهراد آنلاین

کلیپ موبایل

دانلود فیلم

نرم افزار موبایل

قائم پرس